مجاهده

پراکنده نوشت های یک دهه شصتی


بسم الله

خبرت خراب تر کرد جراحت جدایی را ...
.
.
.
.
.

مکن شفاعت آنان که رستگارند / که مستحق کرامت گناهکارانند

٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۸:٥٥ ‎ب.ظ | کاف _الف | نظرات () |

بسم الله

داشت دور و بر سنگ مزار ها را جارو می کشید..
گفت: "هر وقت میام اینجا دلم می گیره این قبرا خاکی اند..
این یکی با اون دوتا مادر ندارند..
این که همون وقت که شهید شد مادر نداشت..
اون یکی مادرش سرطان گرفت.. از بس که غصه خورد..

منم جوون بودم که زنده موندم!
سی سالم بود..
پسرم دانش آموز بود که شهید شد..
بیت المقدس

آدم خجالت می کشه بعضی این دخترا اینجوری میان بیرون..
از این شهدا آدم خجالت می کشه..
این همه خون.."

۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ٩:٤٧ ‎ب.ظ | کاف _الف | نظرات () |
Design By : mihantheme.com