مجاهده

پراکنده نوشت های یک دهه شصتی


بسم الله

خوش آنکه حلقه های سر زلف وا کنی
دیوانگان سلسله ت را رها کنی

کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی

تو عهد کرده‌ای که نشانی به خون مرا
من جهد کرده‌ام که به عهدت وفا کنی

من دل ز ابروی تو نبرم به راستی
با تیغ کج اگر سرم از تن جدا کنی

سر تا قدم نشانه‌ی تیر تو گشته‌ام
تیری خدا نکرده مبادا خطا کنی

تا کی در انتظار قیامت توان نشست
برخیز تا هزار قیامت به پا کنی

دانی که چیست حاصل انجام عاشقی
جانانه را ببینی و جان را فدا کنی

شکرانه‌ای که شاه نکویان شدی به حسن
می‌باید التفات به حال گدا کنی

مسافرم
اگر عمری بود و رسیدیم پیش این ضریح با صفا دعاگویتان هستم..
حلال بفرمایید لطفا

یاعلی

٢٦ خرداد ۱۳٩٢ | ۳:٥٤ ‎ب.ظ | کاف _الف | نظرات () |

بسم الله

امشب خدا برای بشر مثنوی سرود

یک مثنوی به قافیه معنوی سرود

یک مثنوی که قافیه هایش تبارک است

هر واژه ای در آن بگذارد مبارک است

این شعر را به آینه های جهان نوشت

در هر ردیف قافیه را آسمان نوشت

کم کم خدا هوای تفأل گرفت و بعد...

شعرش دوباره حس تغزل گرفت و بعد...

اول به پیش مقدم تو کیمیا سرود

خاک تو را برای بشر توتیا سرود

وقتی برای زائر خود کعبه آفرید

آنجا به خاطر دل ما کربلا سرود

وقتی شنید پای شما پیر می شویم

آنجا نشست و آیه «قالوا بلی» سرود

وقتش رسیده بود که ما هم کسی شویم

ما را برای صحن و سرایت گدا سرود

فطرس رسید پشت در خانه شما

وقتی خدا برای ملائک تو را سرود

پایان گرفت کار غزل، باز مثنوی

هی می کشید قافیه ها را به پیروی

برقی زد آسمان و سرودن شروع شد

چشمی گشود و معنی بودن شروع شد

نوبت رسیده بود به ابراز شعر من

یعنی دوباره لحظه پرواز شعر من

پر می زنم به سمت شما تا حریمتان

آن قدر می پرم که شوم یاکریمتان...1

بنفسی انت ان لا تنسینی ابدا ..
با سپاس فراوان از خواب های رنگی مهشید و مریم بانو..

و اینکه
جناب آقای دکتر جلیلی، براتون آرزوی موفقیت می کنم.
امیدوارم انتخاب شما گام بلندی باشه برای تحقق آرمان های بلند ما..؛

_____________________________________________________________________
1- شاعر: محمد جواد خراشادیزاده

۱۸ خرداد ۱۳٩٢ | ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ | کاف _الف | نظرات () |

بسم الله

هرچه صفحه ی مدیریت را باز می کنم که چیزی بنویسم..
یا حتی از پست های نوشته شده و ثبت موقت شده رو نمایی کنم..
دست و دلم نمی رود..
یک "که چی؟!" می گویم آخرش و لاگ اوت می کنم و خلاص!

 

البته این روزها حالم خیلی هم خوب است.. الحمدلله..

٩ خرداد ۱۳٩٢ | ۱:٠٩ ‎ب.ظ | کاف _الف | نظرات () |
Design By : mihantheme.com