مجاهده

پراکنده نوشت های یک دهه شصتی


بسم الله 

روز تولد با بقیه ی روزا فرقی هم میکنه..؟!

ولی عددش جالب بودا..

ناتمام.

٢٩ آذر ۱۳٩٢ | ٧:٢٢ ‎ق.ظ | کاف _الف | نظرات () |

بسم الله

حال دلم خوب است..
شاید از بعد از همان روضه ی حضرت رقیه(س)..
اصلا همین که فکر کنی گره ها باز شدنی ست حالت خوب می شود!
و من از ملاقات یک ظهر یکشنبه خوشحالم.. به خاطر همه..!

دارم هی فایل های صوتی لب تابم را حفاری می کنم:
عمو جونم تا تو بودی سر و سامونی داشتیم..
این روزها که همه جا حال و هوای اربعین و پیاده روی کربلاست.. مدام به خودم وعده می دهم که سال بعد هم نیمه ی شعبانش را می روم هم اربعینش که دیگر توی تاریخ امتحان ها نیست.. آرزو هم که برای حال ما عیب نیست!
این من و این شور و شرر... من و پر قنداقه ی علی اصغر..
هی می نشینم عکس ها را اینجا و آنجا نگاه می کنم..فاطمه چند روز پیش سمس زده بود:
جام داریم باده نیست ولی
عاشق از پا فتاده نیست ولی
لذت هیچ کربلایی چون
کاروان پیاده نیست ولی ...

باید حال دلم برگردد به بهار 91..
عصرها که از شرکت برمی گشتم تمام راه به حال خوبم فکر می کردم.. به عشق و اضطرابی که داشتم.. تمام آن چهل پنجاه روز حالم خوب بود.. خیلی خوب!
خوش آنکه حلقه های سر زلف وا کنی.. دیوانه های سلسله ات را رها کنی..

اولین هدیه تولد امسالم را پیش پیش از لیلا گرفتم، یعنی سرقت کردم از توی کتابخانه اش و دادم برایم امضا کند! کتاب خوب "نصرالله".. روایت هایی است از زندگی مردی که برایمان اسطوره ی اخلاص و شحاعت است و او مدام محور اصلی راهش را حضرت امام(ره) معرفی می کند..
ای وفای اصل ای اصل وفا... ای خدای عشق ای عشق خدا..

دعا کنید برای بچه هایم!
برای همه ی بچه های موسسه که سعی می کنم کنارشان صبر را یاد بگیرم، ولی گاهی حجم مشکلات تک تک شان توی باورم نمی گنجد..
ای قرار دل آشفته ی بیمار حسین... یار آواره ی این یار گرفتار حسین..

دلم می خواست بنویسم.. حیف که سر و سامانی نداشت!

٢٢ آذر ۱۳٩٢ | ٧:۱٩ ‎ب.ظ | کاف _الف | نظرات () |
Design By : mihantheme.com