مجاهده

پراکنده نوشت های یک دهه شصتی


بسم الله

امام(ع) شب بیست و هشتم رجب عزم کرد که از مدینه به جانب مکه خارج شود...
پس از زیارت قبور، در تاریکی شب روی به راه نهاد در حالی که این آیه مبارکه را برلب داشت:
فَخَرَجَ مِنها خائِفاً یَتَرقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ القَومِ الظّالِمینَ...
و این آیه در شأن موسی است آنگاه که از مصر به جانب مدین هجرت می کرد.

و اینچنین بود که آن هجرت عظیم در راه حق آغاز شد و قافلۀ عشق روی به راه  نهاد...1


خیلی وقت ها به نظرم خیلی چیزها بهانه ای برای شروع است.. بهانه ای برای تغییر

اصولا من خیلی به خودم فرصت میدهم!

حالا دوباره کاروان امامِ جانم حسین(ع) راه افتاده..
ای دل تو چه می کنی؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین(ع) جدا کند..2


به نظرت این معیّت در روزگار ما چجوری بدست می آید..؟!

________________________________________
1و2: فتح خون_شهید سید مرتضی آوینی

۱۱ تیر ۱۳٩٠ | ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ | کاف _الف | نظرات () |
Design By : mihantheme.com