مجاهده

پراکنده نوشت های یک دهه شصتی


بسم الله

یه سخنرانی گوش میدادم از شش هفت سال پیش حاجاقا پناهیان؛
یه نکته ای گفت که گمونم خیلی جواب بود!

نقل به مضمون اینکه:
خداوند برای هر نیاز انسان تدبیری کرده، هم یک سری نیاز های انسان مثل گرسنگی، تشنگی، ازدواج، محبت و.. رو با یک سری عوامل برآورده می کنه. هم برای "نیاز انسان به مکلف بودن" 1 فرامین و دستوراتی رو در قالب واجبات و محرمات تنظیم کرده؛
حالا این مثال رو با دقت توجه کن:
خدا به حضرت ابراهیم(ع) الهام کرد که باید فرزندش رو قربانی کنه، خدایی که هم نیاز ِ دوست داشتن فرزند رو در وجود ابراهیم(ع) گذاشته بود و هم نیاز مکلف بودن و فرمانبری رو؛
حالا این ابراهیم(ع) بود که باید "انتخاب" می کرد!
بین رفع نیاز هاش انتخاب می کرد..
اصل مطلب همینه.. همین انتخاب کردن!
اگه فرمانبری از خدا رو انتخاب کنی، دیگه نگاهت به آرزو های برآورده نشده ت یه جور دیگه ست..
دیگه حس ناکامی و حرمان نیست، یک جور کرامت و احساس رشد هست..

 

والبته ادامه ی ماجرا رو با این دید نگاه کردن یه ظرافت خاصی داره:
ابراهیم(ع) فرمانبری رو انتخاب کرد، اما خداوند مصلحت ش بر این قرار گرفت که اسماعیل(ع) قربانی نشه، اما به خاطر اینکه تو ذوق ابراهیم(ع) نخوره اول فدیه ای رو برای قربانی برای ابراهیم(ع) می فرسته..
و بعد قصه ی شهادت مظلومانه ی حضرت سیدالشهدا(ع) رو براش تعریف می کنه..
و ابراهیم از طرفی خوشحال که در بین نوادگانش قربانی هست پذیرفته به درگاه الهی و هم غمگین از کشته شدن عزیزی که ندیده محبتش رو به دل داشت..
واشک..
اشک بر حسین(ع)؛

____________________________________________________________________
1- این نیاز انسان به مکلف بودن، خودش یه بحث مجزاست!
خیلی مختصر و آشفته نوشتم شاید... اما تغییر نگرش بزرگی بود!

____________________________________________________________________
این روزها.. این شرایط جدید.. گاهی خسته می شوم..
قوی باش دختر.. قوی!

۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ | کاف _الف | نظرات () |
Design By : mihantheme.com