92229

بسم الله

خبرت خراب تر کرد جراحت جدایی را ...
.
.
.
.
.

مکن شفاعت آنان که رستگارند / که مستحق کرامت گناهکارانند

/ 2 نظر / 4 بازدید
فاطمه

شأن نام تو ، به روی لب من بودن نیست تو سلیمان و من آن مور محقّر باشم تو به دادم نرسی ، می روم از دست ، حسین مستغاثٌ بک ارباب ، که بهتر باشم گر بنا هست ، مرا دست کسی بسپاری بهتر آن است ، غلام علی اکبر باشم من که بی دعوت و سرخود ، نرسیدم به حضور من سفارش شده ی حضرت مادر باشم مادرت داد به من درس حسین جان گفتن مادرت یاد به من داد ، که نوکر باشم... منم دلم گرفته خواهر. کاش بطلبند و همسفر باشیم.[گل]

نجمه

یارب دعای خسته دلان مستجاب کن...