جوانی نکن!

بسم الله

نمی دانم چی شد که حرف رسید به آخرالزمان... وسط کلاس نحو عربی!
وچی شد که استاد از مرگ امید حرف زد.. پسرخواهرش.. جوان فوق العاده نمونه ای که سرطان دوسال پیش از پا درآوردش..
و حرف تربتی که آیت الله ناصری فرستاده بودند برای استاد، بی آنکه استاد درخواستی کرده باشد. وامید نتوانسته بود فرو دهد.. سرفه کرده بود.  استاد گفت: فهمیدم که رفتنی ست..

و بعد از مرگ امید، از بس بیتابی کرده بود، آیت الله ناصری را خواب دیده بود که گفته بود: چرا انقدر بیتابی می کنی؟! این از علائم آخرالزمان است.. که جوان های خوب می روند..
(یک چیزهایی با این مضمون!)

والبته نسبت ظهور و آیت الله ناصری هم که پُر روشن است..

استاد می گفت: دیگر چیزی نمانده ها.. ما نسل سوخته ایم.. نسل جنگ! ما جوانی نکردیم.. شما هم اگر مرا فقط به عنوان کسی که سر کلاسش می نشینید قبول دارید به این یک حرفم عمل کنید.. بچه ها جوانی نکنید..
فرصتی نیست!

/ 25 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سها

عتباتی سوره ای و هکذا... که تشریف نبردی؟[رویا]

سها

اگه هم بردی اونجا بلاخره یه کافی نت که هست.[خنده]

سها

اگه نمیخواستی آپ کنی و جواب کامنت مارا بدی[شیطان]

سها

چرا اومدی این آدرس مجاهد رو گذاشتی[ابله]

سها

وسط تادوباره نازنین و آپ تو دیت ما[بغل][ماچ][گل]

سها

ضمنا شما که نحو عربیت خوبه[خرخون]

سها

من هکذا را درست نوشتم که؟ [هورا]

سها

دیگه دوستت ندارم[عصبانی]

سها

قهر قهر تا روز قیامت[قهر]

سها

ستاد حال دادن به کامنت دونی دوستان[پلک]